به گزارش پایگاه خبری نوشهر فردا، به نقل از بلاغ؛ سردار محمدرضا موحد فرمانده سپاه کربلا| در یادداشتی در خصوص رخدادهای دیماه ۱۴۰۴ در چارچوب «جنگ شناختی، گفت: اگر رخدادهای دیماه ۱۴۰۴ را صرفاً در قالب «اعتراض»، «ناامنی» یا «چالش سیاسی» تحلیل کنیم، ناخواسته در زمین طراحان آن بازی کردهایم. آنچه در دیماه رخ داد، اجرای مرحلهای از یک پروژه جنگ شناختی آمریکایی–صهیونیستی بود که میدان اصلی آن، ذهن و ادراک جامعه ایران قرار داشت.
جنگی که خاک نمیخواهد؛ ذهن میخواهد
دشمن میکوشد پیش از آنکه فرد تصمیم بگیرد چه کند، تصویری مخدوش از واقعیت در ذهن او بنشاند؛ اینکه «اکثریت جامعه به بنبست رسیدهاند»، «هیچ راه اصلاحی وجود ندارد» و «فروپاشی نزدیک است». در چنین وضعی، رفتار فرد دیگر حاصل تحلیل عقلانی نیست، بلکه واکنشی هیجانی به یک واقعیت جعلی است.
عملیات برانگیختگی هیجانی
پدیده «سرایت هیجانی» در این میان نقش کلیدی داشت. هیجان، مانند ویروس، از فردی به فرد دیگر منتقل شد، بیآنکه الزاماً تحلیلی در کار باشد. بررسی انگیزههای اعلامشده نشان میدهد حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد کنشها، ماهیتی هیجانی، آنی و غیرایدئولوژیک داشتهاند. این یعنی با «کنش سیاسی پایدار» مواجه نبودیم، بلکه با رفتاری ناپایدار که محصول تحریک شناختی است. فقدان سابقه کیفری در بیش از ۹۰ درصد بازداشتشدگان و ابراز پشیمانی پس از فروکش هیجان، مهر تأیید دیگری بر همین واقعیت است.
اقلیت پرصدا و خطای «برجستهسازی کاذب»
نوجوانمحوری و بحران معنا
نقطه چرخش؛ عبور از مرزهای هویتی
اما نقطه شکست پروژه دشمن، جایی بود که رفتارهای هیجانی، بهسمت خشونت عریان و رادیکالیسم هویتی لغزید. ورود عناصر تروریستی، آتشافروزی، تخریب کور و بهویژه جسارت به نمادهای دینی مانند مسجد و قرآن، یک خطای راهبردی بزرگ بود. در جامعه ایران، مسجد فقط یک ساختمان نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی و هویت جمعی است. حمله به مسجد، در ذهن مردم، نه اعتراض به حکومت، بلکه حمله به «ما» تلقی میشود.
در این نقطه، مکانیسم «دفع اجتماعی» فعال شد. حتی بسیاری از ناراضیان اقتصادی، فاصله خود را با اغتشاشگران مشخص کردند. نوجوانانی که از سر هیجان وارد میدان شده بودند، با «ناهمخوانی شناختی» مواجه شدند؛ خود را در کنار رفتاری دیدند که با ارزشهای درونیشان سازگار نبود. نتیجه، ترک رفتار و فروکشکردن کنشها بود.
























