هنر مذاکره عزتمند در بحران
هنر مذاکره عزتمند در بحران
در لحظات اوج بحران و سایه سنگین جنگ، چگونه می‌توان با دولت‌های استعماری مذاکره کرد، بی‌آنکه ذره‌ای از عزت ملی کاسته شود و اذهان عمومی در طوفان جنگ روانی دشمن گرفتار آید؟ این یادداشت، راهبردهای کلیدی برای عبور هوشمندانه از این گذرگاه خطرناک را بررسی می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری نوشهر فردا، به نقل از  «بلاغ» رمضان غلامی اواتی| در پرتو پیچیدگی‌های نظام بین‌الملل و تداوم روابط نابرابر، مواجهه با دولت‌های استعماری در لحظات بحرانی که ابرهای تیره جنگ در افق پدیدار می‌شود، یکی از دشوارترین و سرنوشت‌سازترین آزمون‌های فراروی ملت‌هایی است که عزت و استقلال خویش را گرامی می‌دارند.

این برهه‌های حساس، تنها آزمون قدرت نظامی نیست، بلکه محک جامعی برای خرد جمعی، توان دیپلماتیک، انسجام ملی و فراست تاریخی یک ملت است. تجربه تاریخ معاصر نشان می‌دهد که پیروزی در این میدان، نه در تسلیم محض و نه در تقابل کورنهفته، بلکه در هنر پیچیده «تعادل‌بخشی هوشمندانه» است؛ تعادلی که بتواند میان ضرورت اجتناب از فاجعه جنگ و پاسداشت غیرقابل مذاکره‌ی کرامت و منافع ملی، پلی استوار بزند. از این رو، تنظیم نقشه‌ای راهبردی که هم شأن ملت را در چانه‌زنی‌های دشوار حفظ کند و هم افکار عمومی را از افتادن در دام جنگ روانی دشمن مصون دارد، امری حیاتی و تعیین‌کننده است.

اساس این راهبرد، بر سه پایه استوار می‌شود: قدرت واقعی، صداقت با مردم، و مهارت دیپلماتیک. قدرت، تنها در زرادخانه‌ها خلاصه نمی‌گردد. اتحادهای منطقه‌ای، اقتصاد مقاومتی، انسجام درونی و اراده‌ی عمومی یک ملت برای دفاع از خود، سرمایه‌های عظیمی هستند که می‌توانند پشت میز مذاکره، وزنه‌های تعیین‌کننده‌ای باشند. بنابراین، پیش از هر گفت‌وگویی، تقویت این پایه‌ها ضرورت تام دارد.

در گام بعدی، رابطه‌ای شفاف و مبتنی بر اعتماد با مردم باید برقرار شود. در مواقع بحران، سکوت یا اخبار متناقض، دامن‌زدن به آشفتگی و ترس، بزرگترین خدمت به جنگ روانی دشمن است. تبیین دقیق موقعیت، گزینه‌های پیش رو، خطرات و فرصت‌ها، به زبانی روشن و بدون پیرایه، ملت را از حالت انفعال خارج کرده و به حامیان آگاه و هوشیار تبدیل می‌کند. این آماده‌سازی ذهنی، جامعه را در برابر امواج شایعات و پروپاگاندا واکسینه می‌کند.

با این پشتوانه، دیپلماسی فعال و هوشمند وارد عمل می‌شود. مذاکره‌کننده باید با تسلط کامل بر حقوق بین‌الملل، تاریخ روابط و نقاط قوت و ضعف طرف مقابل، حاضر شود. زبان او باید متین، قاطع و محترمانه باشد. باید از هرگونه تحقیر پرهیز کند، اما کوچک‌ترین توهین یا تحقیری را نیز بدون پاسخ نگذارد. هنر، در یافتن نقاط مشترک برای کاهش تنش، همزمان با ایستادگی بر سر اصول و خطوط قرمز ملی است.

گاهی مکث در مذاکره، برای مشورت بیشتر یا تغییر فضای بین‌المللی، از عجله کردن برای نتیجه‌ای ناپایدار، خردمندانه‌تر است. هدف، انعقاد قراردادی نیست که حیثیت ملی را خدشه‌دار کند، بلکه دستیابی به توافقی متوازن است که ضمن دفع خطر جنگ، منافع و شأن ملت را تضمین نماید.

در نهایت، گذر موفقیت‌آمیز از بحران‌های تهدیدآمیز با دولت‌های استعماری، حاصل فرمولی ظریف است: آمادگی دفاعی واقعی + روشنگری و وحدت داخلی + دیپلماسی هوشمندانه و عزتمند. ملتی که در درون خود متحد و آگاه است، توانایی آن را دارد که حتی در سخت‌ترین شرایط مذاکره، نه ذره‌ای از کرامت خود بکاهد و نه صلح و امنیت را به بازی بگیرد.

تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه ملت‌هایی با درایت و شجاعت، توانسته‌اند از این گردنه‌های خطرناک با سرافرازی عبور کنند و آینده‌ای مستقل برای نسل‌های بعدی خود بسازند. پیروزی نهایی، از آن ملتی است که بداند قدرت واقعی، در متانت، عقلانیت و ایستادگی بر ارزش‌های خویشتن است و هر توافقی که بر پایه زور و تحقیر باشد، هرچند به ظاهر بحران را موقتاً آرام کند، در درازمدت بذر اختلاف و بحران‌های عمیق‌تر را خواهد پراکند. بنابراین، منشور تعامل در بحران باید بر سنگ‌بست «عزت، آگاهی و قدرت» حک شود.